تبليغاتX
زهیـــــــــــــر - راه دور

زهیـــــــــــــر


پیش از آن کاندر جهان باغ و رز وانگور بود

از شراب لایزالی جان ما مخمور بود

ما به بغداد ازل لاف اناالحق می زدیم

پیش از ان کاین دار و گیر ونکته ی منصور بود

دوش ما را در سحر از لطف حق صد سور بود

رفتم اندر کوی وصلش در رهم صد طور بود

پا نهادم همچو موسی ، گشت عاجز پای من

سر نهادم من به جای خاک ره معذور بود

طالبان دیدم که هر یک در طلبکاری شدند

طالب آنجا بایزید و شبلی مسرور بود

یک نظر کردم در آن میدان سربازان حق

مست حضرت در میان حلاج یا منصور بود

گفت عطار : از کجایی ؟ وز کجا جویم تو را

گفت راه ما قدیم و از قدم ره دور بود

عطار

+ نوشته شده در 87/05/11 1:7 توسط الهام |