تبليغاتX
زهیـــــــــــــر - درباره چیزهایی که می‌توان درباره آنها شک کرد

زهیـــــــــــــر


 

رنه دکارت: اکنون مدتی است دریافته‌ام که از همان نخستین سال‌های زندگی بسیاری عقاید نادرست را به عنوان آرای حقیقی پذیرفته‌ام و هر آنچه از آن پس بر اصولی چنین نامطمئن استوار ساخته‌ام بسیار مشکوک و غیر یقینی بوده است و از همان زمان متقاعد شدم که باید یک‌بار در زندگی‌ام خودم را به جد از همه عقایدی که قبلا پذیرفته بودم رها سازم و اگر می‌خواهم چیزی استوار و پایدار را در علوم مستقر سازم از نو از مبانی آغاز کنم. اما چون این کار در نظرم بسيار خطير مي‌آمد منتظر ماندم تا به سنی از پختگی برسم که پس از آن منتظر سن دیگری که برای انجام آن شایسته‌تر باشم نمانم. این امر سبب چنان تاخیری طولانی شده است که از این پس گمان می‌کنم اگر باز هم بخواهم زمانی را که برای عمل برایم باقی است صرف تامل کنم مرتکب خطاب شده‌ام. بنابراین، امروز که بخوبی مهیای انجام این نقشه‌ام ذهنم را از هر مشغله‌ای فارغ ساخته و خوشبختانه از هیچ انفعالی خودم را منقلب احساس نمی‌کنم و برای خودم آرامش مطمئن را در عزلتی آرام فراهم ساخته‌ام با جدیت و به اختیار به تخریب عمومی همه عقاید قبلی خود اهتمام می‌کنم.

لیکن برای این منظور لازم نیست بطلان جملگی آنها را نشان دهم زیرا این کاری است که محتملا هرگز به پایان‌اش نخواهم رسید. اما همین قدر که عقل مرا هم اکنون قانع کرده است که باید با همان دقت از معتبر شمردن چیزهایی که کاملا یقینی و غیر قابل شک نیستند خودداری کنم که از معتبر شمردن چیزهایی که به نظرم آشکارا باطل می‌آیند، اگر بتوانم در هر کدام از آنها اندک دلیلی برای شک پیدا کنم همین برای به دور انداختن همه آنها کفایت می‌کند و همچنین برای این کار لازم نیست که یکایک آنها را به طور خاص معاینه کنم زیرا این کار پایانی نخواهد داشت، بلکه چون ویرانی بنیان‌ها ضرورتا‌ ویرانی کل بنا را به همراه خواهد آورد، نخست به اصولی حمله می‌کنم که همه عقاید قدیمی من بر آنها استوار‌ند.

هر آنچه را که تاکنون به عنوان حقیقی‌ترین و مطمئن‌ترین چیزها پذیرفته‌ام از حواس یا به وسیله حواس آموخته‌ام، اما گاهی به تجربه دریافته‌ام که این حواس فریبنده بوده‌اند و شرط احتیاط آن است که هرگز به چیزهایی که یک بار ما را فریفته‌اند کاملا اعتماد نکنیم.

از دیگر فیلسوفان شکاک غزالي بود که نه تنها در مسائل عقلي و ديني و روحي به شك افتاد، بلكه در همه چيز شك كرد. تا آنجا كه ايمان خود را از دست داد. در كتاب جواهر القرآن به اين مطلب اشاره دارد.

 

غزالي در محسوسات شك كرد و به علاج آن پرداخت ولي چنان ريشه دوانده بود كه نتوانست آنرا رفع نمايد كه گفته اند رفع شك ميسّر نشود مگر به دليل و ادله ديني هم جز از تركيب علوم اوليه حاصل نشود. و اگر علوم اوليه ثابت نباشند نمي توان به دليل آنها اعتماد نمود. بقول خود غزالي اين شك بيش از دو ماه بطول نينجاميد كه خداوند شفاعت عنايت كرد و نفس به صحت و اعتزال باز آمد و به ضرورت عقلي اعتماد نمود ...

 

+ نوشته شده در 87/02/06 14:8 توسط الهام |